الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)

293

تفسير مجمع البيان (فارسى)

دليل : ابو على گويد : ابو عبيده گفته الفته و آلفته دو لغت هستند ، ابو زيد انشاد كرده : من المؤلفات الرّمل ادماء حرّه * شعاع الضحى فى جيدها يتوشّح آن زن از الفت گيرندگان است مانند آهوانى كه پهلو و شكمشان سفيد ، و با زمين‌هاى سنگستانى الفت دارند و نور آفتاب در گردنشان درخشندگى مىكند ، شاهد اين بيت مؤلفات است كه از الفت است ، و ديگرى سروده : الف الصفون فلا يزال كانّه * ممّا يقوم على الثلاث كسى را الفت گرفتند ، اسبهايى كه بر روى سه دست و پاى خود ايستاده ، پس همواره چنين هستند مثل آنكه يك پاى آن شكسته است كه بر آن سه ديگر ميايستند و ديگرى گويد : زعمتم انّ اخوتكم قريش * لهم الف و ليس لكم الالف پنداشتيد كه برادران شما قريش بر ايشان الفت است و براى شما الفت نيست و الف و آلاف مصدر الف و ايلاف مصدر آلف است . لغات : ايلاف : ايجاب و ايجاد الفت است به تدبير نيكو و مهربانى ، گفته مىشود الف يالف الفاء ، الفت گرفت و الفت ميگيرد ، الفت گرفتنى و آلفه يؤلفه ايلافا هر گاه او را قرار دهد كه الفت گيرد ، پس ايلاف نقيض و ضد ايحاش و وحشت است و مانند آنست ، ايناس ، و الف الشيء لازم شدن آنست بر عادتى كه نفس به آن آرام و آسايش گيرد . الرحله : حالت سير است بر راحله و مركب و آن شتريست كه نيرومند